در این مطلب، توضیحات لازم درباره حمید مصدق /دوستی را خواهید خواند.
سپاس برای نظرهای خوبتون
من گمان میکردم دوستی همچو سروی سرسبز چهار فصلش همه آزادگی است من چه میدانستم هیبت باده زمستانی هست من چه میدانستم سبزه میپژمرد از بی آبی سبزه یخ میزند از سردی دی من چه میدانستم، دل هر کس دل نیست قلبها صیقلی از آهن و سنگ قلبها بیخبر از عاطفهاند سخن از مِهرِ من و جورِ تو نیست، سخن از متلاشی شدن دوستی است و عبث بودن پنداره سرورآور مِهر... حمید مصدق من گمان میکردم دوستی همچو سروی سرسبز چهار فصلش همه آزادگی است من چه میدانستم هیبت باده زمستانی هست من چه میدانستم سبزه میپژمرد از بی آبی سبزه یخ میزند از سردی دی قلبها صیقلی از آهن و سنگ قلبها بیخبر از عاطفهاند سخن از متلاشی شدن دوستی است حمید مصدق
برچسب:
نویسنده: مهتاب رنجبر
