خرید بک لینک

کسی نمیداند
جادهها برای چه طولانی اند
شب برای چه دراز
هوا چرا بارانیست
ایستگاهها چرا خالی ؟؟

کسی نمیداند
فصل ها
برگ ها
هفتههای هزار روزه
خوابهای هزار پاره
انفجارِ بی طنینِ یک بغض
چه ربطی به کوچه دارد
چه ربطی به انتظاری سوخته
به ابهامِ مرگ آورِ یک تاخیر
به حافظه ی خونینِ یک مسافر دارد

کسی نمیداند
باغچه چگونه پر از اندوهِ یاس میشود
و مهتاب
با چه حسرتی از گیسوانِ سیاهِ یک زن تاب میخورد
که شوقِ نوازش
چه دیوانه وار
در دستهای مردِ عاشق سُر میخورد

کسی نمیداند
در ادعای ما و آینه
آینه ... برای چه ؟؟؟

1 1

برچسب: نویسنده: مهتاب رنجبر تاريخ: دوشنبه 4 دی 1402 ساعت: 22:54

صفحه بندی